ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
219
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان كشته شدن شاه ملك كلانتر كوچسفهان در اوان داروغگى گيو بيك گرجى كه داماد اصلان بيك بود . خواجه شاه ملك و ملا محمد خشك بجارى كه از متمولان روزگار و قارون عهد و اعصار خود بودند ، به داعيهء آنكه كوچسفهان را از بيهپس وضع نموده ، از ديوان اجاره و مقاطعه نمايند ، درزى اختفا فرار نموده ، متوجه اصفهان شدند . و اصلان بيك وزير از فرار ايشان خبردار گشته و از ارادهء ايشان آگاهى يافته ، به اركان دولت كتابات نوشته ، لاچين - غلام خود - را به درگاه فرستاد . مشار اليهما مطالب خود را عرض نموده ، جواب بر خلاف مدعا شنيدند . بنابراين مدت يكسال در اصفهان سرگردانيها كشيده ، همراه موكب و الا ، به فرحآباد آمدند . و اصلان بيك - وزير بيهپس - به اتفاق كلانتران و اصول و اعيان ، به فرحآباد مازندران ، به سجدهء پادشاه رفته ، خواجه شاه ملك - كلانتر كوچسفهان - و خواجه ملا محمد را به وعده و وعيد و عهد و پيمان كاذبه ، رام كرده ، همراه خود به گيلان آورد . و بعد از چندگاه در مقام انتقام درآمده ، خواجه ملا محمد خشكبجارى و خواجه مير شريف گيلوائى كه از اقوام حاجى على خان - سپهسالار كوچسفهان - بودند و با خواجه شاه ملك معادات